دا ... تیرم بزن و نرو

دختر باران
نویسنده : محسن علیزاده - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸

برای دختر باران که در بارشی کوتاه و مختصر هر بار تمام خاکها را تجربه کرد

این گونه فر که باشد

شیده که چون تو هستی

همچون نیاز بودن

سرشار راز هستی

بر این کویر بی آب

باریدن ار توانی

شاید دوباره بینی

اسرار جاودانی

بگذار تا ببلعد

این پیکر کویرم

احساس بودنت را

ای حرف بی زبانی

چون کودکی باران

رازی نهفته داری

تو دخت باران باش

من آن کویر خالی

 


comment نظرات ()